تبليغاتX
حسرت وصال
امروز می نویسم ... اگر فردا روزی به من پیوستی ... این امانتی ست که به صاحبش خواهم داد

به پايان رسيديم اما نكرديم آغاز ،
فرو ريخت پرها اما نكرديم پرواز ،
ببخشاي اي روشن عشق بر ما ، ببخشاي !

حسرت وصال


+ نوشته شده در  86/10/19ساعت 17:34  توسط اسیر فراق 

كابوسي ست امشب

انگار لحظه ها از پا افتاده اند ..

ساعت هم سر لج بازي دارد !

دل تنگ شبهاييم كه از زيباييش سير نمي شدم

و لحظه ها مثل برق مي گذشتند تا من نتوانم خاطرات را

در دل و جانم ثبت كنم ..

 

تنهاييم را با ثانيه هاي رفته قسمت مي كنم ..

 

ثانيه ها هم امشب هستند ..

امشب كه تو نيستي ..

 

 حسرت وصال

 

+ نوشته شده در  86/10/02ساعت 19:59  توسط اسیر فراق 

 

I Need Hold You in My Warm, Need It

 

… I Want You ...

 

حسرت وصال

 

+ نوشته شده در  86/07/13ساعت 17:20  توسط اسیر فراق 


ما آن دو خطيم
آري
موازيان به ناچاري
كه باورمان از آغاز بهم نرسيدن بود ؛

حسرت وصال

+ نوشته شده در  86/06/21ساعت 16:2  توسط اسیر فراق 

 

عشق يعني تو مرا ميراني ،
ومن
به صد حوصله مي آيم باز ..

حسرت وصال

+ نوشته شده در  86/06/03ساعت 16:57  توسط اسیر فراق 

قلبت جاي خوبيه برا زندگي كردن
تمام بساطمو آوردم كنج دلت يه خونه اجاره كردم
اجاره كه نه ..
خريدمش
كل قلبتو خريدم .. !

اميدوارم همسايه ي خوبي باشم برات .. !!!

حسرت وصال

+ نوشته شده در  86/05/25ساعت 15:4  توسط اسیر فراق 

 
دستانت را چون حریقی سوزان در دستان عاشق من بگذار
و لبانت را چون حسي گرم از تمنا به نوازشهاي لبهاي عاشق من بسپار ..
اين حس من از روي طلب است ..
به دل نگير
انسان سرشار از نيازهاي عاشقانه است ..
منم نيازمند لمس هرم تن حريرگون توام !!
 

سرت وصال

+ نوشته شده در  86/05/08ساعت 18:23  توسط اسیر فراق 


تو اگه ابر بشي رو سبزه ها بباري
يا اگه غصه بشي اشكمو در بياري
من ميشم باد و به دنبالت ميام
رو زمين و تو هوا ،
يا مي شم خواب و تو چشمات مي شينم
اونم از همين حالا ...

حسرت وصال

+ نوشته شده در  86/05/03ساعت 16:9  توسط اسیر فراق 

 

عشقم به دلت نمي شينه ، مي دونم ..

تو بهتر از اين عشقا رو داشتي
اما از اون عشقا چي داري ؟

ولي ..

از عشق من يه نفر رو داري كه هر زمان كه بخواي ،
 دردت رو به جون مي خره و پيش مرگت مي شه ...

حسرت وصال

+ نوشته شده در  86/04/30ساعت 16:39  توسط اسیر فراق 

 

در همه عالم گشتم و عاشق نشدم
تو چه بودي كه تو را ديدم و ديوانه شدم

حسرت وصال

+ نوشته شده در  86/04/22ساعت 14:38  توسط اسیر فراق